آموزش ماضی بعید در زبان انگلیسی:


توجه: قبل از یاد گرفتن ماضی بعید ابتدا باید سه مورد زیر را بدانیم:

1- زمان گذشته ساده 

2- اسم مفعول

3- صرف فعل to have در گذشته ساده 

 

 1- آموزش زمان گذشته ساده در زبان انگلیسی 


نقل از سال سوم راهنمایی درس4


تعریف زمان گذشته ساده:زمان گذشته در زبان انگلیسی : به کاری اشاره میکند که در گذشته انجام شد.

مثال : من دیروز مریض بودم.

 

 

انواع فعل در زبان انگلیسی کدامند؟
افعال با قاعده و بی قاعده

نکته : شناخت افعال با قاعده و بی قاعده برای یاد گرفتن زمان گذشته ضروری است.

 

در انگلیسی افعال یا با قاعده هستند یا بی قاعده.

 

 

 

قواعد و روش های مربوط به افعال با قاعده


طرز گذشته کردن افعال با قاعده :

برای گذشته ساختن از افعال با قاعده به آخر آنها ed اضافه می کنیم.

I work          =>              I worked

 

 

 

طرز گذشته کردن افعال بی قاعده :

برای گذشته ساختن افعال بی قاعده باید از آخر کتاب جدول افعال بی قاعده وجود دارد استفاده کنیم و سعی شود آن افعال را حفظ کنیم.

 

 

حال گذشته
Went Go
spoke speak


go            =>        I went

 


 

قواعد و روش های سؤالی کردن زمان گذشته ساده در زبان انگلیسی


طرز سوالی کردن زمان گذشته ساده: برای سؤالی کردن زمان گذشته ابتدا did (یعنی آیا) را می نویسم . سپس جمله مربوطه را جلوی آن می نویسیم بطوریکه فعل آنرا بصورت حال در می آوریم.

یعنی اگر ed داشت ed   را حذف می کنیم  و اگر بی قاعده بود فعل آنرا بصورت حال در می آوریم.

?I washed the car. Did wash the car

?I spoke English. Did speak English

 

 

قواعد و روش های طرز منفی کردن گذشته ساده در زبان انگلیسی :


طرز منفی کردن زمان گذشته ساده:برای منفی کردن یک جمله باید قبل از فعل didn’t  اضافه کنیم و سپس خود فعل را بصورت حال در بیاوریم . مثلا در صورت با قاعده بودن ed آنرا حذف می کنیم و اگر بی قاعده بود بر اساس جدول آخر کتاب (که باید حفظ کنیم) آنرا بصورت حالش می نویسیم.

.I washed the car. I didn’t wash the car

.I spoke English. I didn’t speak English

این جملات را سوالی و منفی کنید.

 

 

2- قسمت سوم یا اسم مفعول در زبان انگلیسی چیست ؟


قواعد و روشهای درست کردن قسمت سوم فعل یا اسم مفعول: همانطوری که قبلا در سوم راهنمایی خواندیم افعال به دو دسته با قاعده و بی قاعده تقسیم می شوند که شکل گذشته افعال با قاعده  ed   دارد و افعال بی قاعده را باید بر اساس فهرست آخر کتاب حفظ کرد.

و اما قسمت سوم فعل هم اگر با قاعده باشد   ed   می گیرد و بی قاعده ها را باید از آخر کتاب حفظ کرد.

(با قاعده)  Played   played   play

(بی قاعده)  See   saw    seen

 

 

3-  ماضی بعید در زبان انگلیسی.

 

 

ابتدا صرف فعل to have در گذشته ساده

 

 

جمع مفرد

We had 
I had 

You had 
You had 
   
He had 

They had 
Shehad 
   
It had 

 

 

 

 و اما ماضی بعید


اول باید بدانیم چرا اسمش ماض بعید است و اصلاً بعید یعنی چه؟

برای اینکه هرگز ازیادتان نرود خاطره ای در باره نام ماضی بعید تعریف میکنم

روزی در سر جلسه امتحان خردادماه یکی از دانش آموزان متفرقه یواشکی سوالی که جوابش ماضی بعید را بمن نشان داد و پرسید،آقا این چه زمان است؟ من هم چون او سنی از او گذشته بود یک سوال تاثیری نداشت خیلی راحت گفتم بعیده،او فکر کرد من مقصودم این است که از شما بعیده که سر جلسه سوال کنی! یکی دو بار دیگر سوالش را تکرار کرد ومن با صدای بلندتر گفتم بعیده. تا جاییکه همه دانش آموزان سر جلسه امتحان شنیدند و آن فعل را بصورت ماض بعید نوشتند. اما آن پسر دوزاری اش نیفتاد و ننوشت. پس از اتمام جلسه امتحان ( ظاهراً بچه او را متوجه موضوع کردند و به همین علت ) دوان دوان پیش من آمد و گفت:

آقا بیچاره شدم، هدف شما از بعید همون ماضی بعید بود؟!

زد توی سرش و رفت.بله دوستان بعید یعنی دور. و هر سال موقع تدریس ماضی بید این خاطره را تعریف میکردم و شعر زیر را که بابت این ماجرا هست را میخواندم تا نام ماضی بیشتر در ذهن بچه ها بماند.


   یکی گفته آقا این چه زمان است            برایم دور ز هر حدس و گمان است

    جوابم را بده سخت گیج و منگم             ندارم هیچ جواب در ذهن و چنگم

  باو گفتم یواش جانم بعید است            نویس فوراً ،که فرار و پلید است 

نیفتاد دوزاری اش بس که کج بود             انگار زمانه با او قهر و لج بود      

پس از اتمام امتحان بفهمید            بعید بود آن زمان و او نفیمید

 

 

تعریف ماضی بعید در زبان انگلیسی


اگر دو فعل (کار) در گذشته پشت سر هم روی رخ دهند. فعلی که قبل از فعل دیگر اتفاق افتاده باشد ماضی بعید (یعنی دور) نامیده می شود.

مثال: وقتی به استادیوم رسیدم بازی تمام شده بود. (یعنی اول بازی تمام شد بعد از آن من به استادیوم رسیدم) به عبارت دیگر قبل از رسیدن من بازی تمام شده بود. بنابراین بازی تمام شده بود ماضی بعید است.

قبل از یاد گرفتن ماضی بعید باید با قسمت سوم فعل هم آشنا باشیم.

 

 

قواعد و روش درست کردن ماضی بعید در زبان انگلیسی:

ماضی بعید را طبق فرمول زیر مینویسیم.

 

قسمت سوم فعل +   had   فاعل = فرمول و طرز درست کردن ماضی بعید در زبان انگلیسی

I had played                               من بازی کرده بودم

I had gone                                  من رفته بودم

 

 

صرف ماضی بعید برای فعلto go

 

جمع مفرد
ما رفته بودیم We had gone من رفته بودم I had gone
شما رفته بودید You had gone تو رفته بودی You had gone
    او رفته بود He had gone
آنها رفته بودند They had gone او رفته بود Shehad gone
    آن رفته بود It had gone

 

 

 

کاربرد با ماضی بعید.

اگر در جمله when همراه با گذشته ساده بیاید عموما طرف دیگر ماضی بعید است »مثال

When I  saw him he had eaten his lunch

 

 

برای اینکه زمان هایی را که تا بحال خواندایم را مرور کرده باشیم و آنها را هم با ماضی بعید مقایسه کرده باشیم تمرن زیر را انجام میدهیم.

شکل صحیح افعال داخل پرانتز ها را بنویسید.

1  (I…………………..my lunch at 12 every day.( to eat 

2  (I…………………….. my lunch now.( to eat 

3  (I…………………….my lunch at 11 yesterday.( to eat 

4  (I……………………………my lunch at 11.30 tomorrow.( to eat 

5  (I………………….my lunch before he arrived.( to eat 

 

جوابها با توضیحات

1  .I eat my lunch at 12 every day

2  .I am eating my lunch now

3  .I ate my lunch at 11 yesterday

4  .I will eat my lunch at 11.30 tomorrow

5  .I had eaten my lunch before you arrived

 

‘’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’

 

 تعریف، معنی فارسی و تلفظ لغات جدید کتاب زبان انگلیسی سال  دوم دبیرستان درس ا ,new words 

 

 

        

according to

banana

bill

cage

cassette player

copy

decide 

do right

find out

for a while

get cold

give back

  keep on 

language lab

make a mistake

math 

motorcycle

passage

pick up

politely

puzzle

request 

reward 

right

run out of

slice 

sugar

take (sth) apart

tape 

unhappy

unusual 

upset 

would you mind 

you're welcome.              

ا کر دینگ تو

  بنانا 

بیل 

کیج 

ک ست پ لی یر 

کل پی

  دی ساید 

دو رایت 

فایند آوت 

فر ای وایل

گت کولد

گیو بک

کیپ آن

لن گوایج لب 

میک ای میستیک

مث

موتور سایکل

پسیج 

پیک آپ

پلایت لی

  پازل 

ری کو است

ری وارد

رایت

ران آوت آو

اس لایس

شو گر

تیک سامثینگ اپارت

تیپ

آن هپی

آن یو ژو ال

آپ ست 

وود یو مایند

یر ولکام               

طبق 

موز

صورتحساب

قفس

ضبط صوت 

کپی

تصمیم گرفتن 

صحیح انجام دادن

فیمیدن 

برای مدتی

سرد شدن 

پس دادن

ادامه دادن 

آزمایشگاه زبان

اشتباه کردن

ریاضی 

موتورسیکلت

پاساژ.متن 

برداشتن

مودبانه

معما 

تقاضا 

پاداش

صحیح 

تمام کردن

قاچ 

شکر 

باز کردن

نوار 

ناراحت 

غیر معمول 

ناراحت

آیا ناراحت می شوی

قابلی نداره               

 

 

 

 

 

 

 

 

مترادف لغات جدید زبان انگلیسی  سال دوم نظری درس اول برای دانش آموزان تیز هوش و زبان آموزان آموزشگاهها 
As it said by some body  according to  
A long fruit with yellow skin that grows in hot countries  banana 
Paper money in USA ; a list which shows how much money you must pay  bill  
A small home made by man usually for birds that they cannot fly away  cage  
A machin that can put (record) sound or music on tape and play it again later  cassette player  
A thing which is made just like another thing  copy 
Choose sth after thinking  decide  
Do sth in correct way  do right  
Understand ; realize  find out 
For sometimes  for a while  
Become cold  get cold  
Return  give back  
Continue  keep on  
A special room for learning a language  language lab  
Do sth wrong  make a mistake  
A subject that studies numbers and shapes  math  
A large bicycle with an engine  motorcycle  
A short part of a book ; paragraph  passage  
Take and lift sth  pick up 
In a kind and polite way ; with good manners  politely 
Sth that is difficult to understand or explain  puzzle  
Ask ; beg  request  
Prize ; award  reward  
True ; correct ; not wrong  right 
Finish  run out of 
Piece ; part of sth  slice  
Sth that we usually put in tea or coffee  sugar 
Separate two or more things from each other  take (sth) apart  
Sth that we use to record sound  tape  
Sad ; not happy  unhappy 
Strange ; not usual ; uncommon  unusual  
Worried  . upset  
Would you please   would you mind  
You do not need to thank me  you're welcome. 
             
 

 

 

 

 

تاریخچه لغات پورسینایی 

 

 

من،مصطفی پورسینا اهل پورسینا محله هستم.روستایی باستانی که صد ها سال از زمانه جلوتر بود.زمانی که انگلیسی ها بالای درختان می خوابیدند ما در پورسینا محله کپرهایی داشتیم که چادر های سرهنگ قذافی پیش آنها مسخره بود.آنزمان که خانم های انگلیسی بعلت کمبود پارچه دامن های خیلی کوتاه می پوشیدند، دامن مادر بزرگم آنقدر بلند بود که زمین را جارو میزد. در آنزمان که پدر بزرگ های انگلیسی هم به علت کمبود پارچه مثل بچه کوچولو ها شلوارک میپوشیدند پاچه شلوار پدربزرگم آنقدر گشاد بود که یک اسب با بارش توی اون جا می شد.در حالیکه انگلیسی ها سوار شترمرغ میشدند ما در ده مان سوار اتول میشدیم.زمانیکه انگلیسی ها حرف زدن بلد نبودند ما در روستای مان انواع مطبوعات و رسانه های گروهی و ماهواره ای داشتیم.در همان روزگار از خوش شانسی انگلیسی ها یک جهانگرد کشورشان بنام مستر جک وارد پورسینا محله شد و چند هفته ای مهمان پدر بزرگم شد.

در مدتی که او مهمان پدر بزرگم بود سعی کرد زبان ما را یاد بگیرد و با انتقال آن به انگلستان به مردم آن دیار حرف زدن یاد بدهد .و ما نیز اسم لغت هایی که او از پورسینا محله یاد گرفت را لغات پورسینایی گذاشتیم.

در این سایت من سعی میکنم لغات پورسینایی هر درس را جدا کنم و با شرح ماجرا های آن شما را با آنها آشنا کنم .از آنجاییکه این لغات در اصل ایرانی هستند ،من مطمئن هستم شما آنها را سریع یاد میگیرید و برای همیشه فراموششان نمیکنید.

 

 


 

 آموزش لغات پورسینایی زبان انگلیسی سال سوم راهنمایی درس 1


 

Cassette=نوار 

پسر همسایه ما در جوانی عاشق نوار بود.به آوازهای اصیل ایرانی علاقه خاصی داشت.اما پدرش مخالف این کار بود.روزی پدربزرگ و مستر جک بیخبر  به خانه همسایه مان رفتند.آنها متوجه شدند که همسایه پدر بزرگ نوار پسرش را از توی ضبط صوت درآورد و به او میگفت پسر جان این نوار کس و کارت هست ؟چی ات هست؟ که این همه به حرفش گوش میدی .باز هم تکرار کرد و گفت باتو ام این نوار کس ات، کارت ،چی ات هست؟

مستر جک گفت پس نوار میشه کس ات وبعداً آنرا خلاصه کرد و کاست تلفظ کرد و نوشت cassette=نوار    

 

    

 

 

 موز  Banana

در پورسینا محله به موز بعضی ها همان موز و اما عده زیادی بانان می گفتند. چون آنها موز را با نان می خوردند. و به همین ترتیب خوشه موز را بصورت جمع بانانها و یا بانانا می گفتند. مستر جک با شنیدن آن فوری نوشت   موز banana

 

 

   قفس  Cage 

روزی قفس بلبل کمی کج شده بود و پدربزرگ گفت اون قفس کج شده اونو درست کنید. مستر جک گفت پس  قفس می شود کج و نوشت    قفس = cage و بعدا آنرا کیج تلفظ کرد.

     

 

 صورتحساب  Bill

پدربزرگم از فروشگاه ده ما یعنی پورسینا محله یک عدد بیل خرید و در حالیکه یک دستش بیل و در دست دیگرش فاکتور  بیل بود به خانه برگشت(در ده ما حتی برای خرید یک سوزن هم فاکتور می دادند). آقای جک با دیدن او گفت این چیه؟ پدر بزرگم گفت کدام؟ صورت حساب ؟ یا بیل؟ مستر جک گفت فیمیدم  پس صورتحساب می شود بیل و نوشت   صورتحساب bill

    

 

  شکر  Sugar

در روستای ما یک آقایی بود به نام شوکر که شیرینی و شکلات زیاد دوست داشت. اون در حال خوردن بلورهای خرد شده قند بود که مستر جک گفت اون داره چی می خوره؟ پدر بزرگم خیال کرد اسم اونو سوال کرد و گفت شکر.  مستر جک نوشت بلور های کوچک قند میشه شوکر  و نوشت   شکر(بلورهای کوچک قند) sugar

  

 

  معما Puzzle

در ده ما مردی بود به نام فاضل که جورچین ها را به راحتی حل می کرد. کم کم مردم جورچین ها و معما ها را فاضل می گفتند و مستر جک موقع نوشتن آن ف را به p تبدیل کرد و نوشت معما =puzzle

     

 

 مودب  Polite

پدربزرگ با همسایه اش در حال جر و بحث بود و می گفت اینطور بد برخورد نکن. عمو جان مودب باش.مؤدب باش، پل هایت را از پشت سر خراب نکن تا راه بازگشت هم داشته باشی. مستر جک گفت پس مؤدب می شه پلهایت و نوشت مودب polite  و بعدا آن را پلایت خواند.

 

 

 


قرائت/ تلفظ/خواندن/ ریدینگ reading     کتاب زبان انگلیسی سال دوم دبیرستان درس 1 

برای گوش دادن به تلفظ ریدینگ این درس لطفاً روی لینک زیر کلیک کنید. اگر پیامی بصورت پاپ آپ ظاهر شد روی  ok      کلیک کنید و سپس منتظر بمانید تا بصورت اتوماتیک تلفظ آن پخش شود. برای تکرار از دکمه های ضبط بالای متن کمک بگیرید. 

http://tts.imtranslator.net/V1tW 


ترجمه ریدینگ کتاب زبان انگلیسی سال دوم دبیرستان درس 1

 

WASHOE AND THE PUZZLES

درس اول واشو و معماها (پازل ها )

1 Washoe is a monkey. She lives in a lab. The lab is a place where men

and women study monkeys and other animals. They study the animals

to find out how they learn.

واشو یک میمون است او در یک آزمایشگاه زندگی می کند . آزمایشگاه محلی است که مردها و زن ها روی میمون ها و سایر جانواران مطالعه می کنند . آنها روی حیوانات مطالعه میکنند که بفهمند چطور یاد می گیرند .

 

2 One day a man put a puzzle in Washoe’s cage. Washoe had to take

the puzzle apart. Each time she did it right, the man gave her a slice

of banana. That was her reward.

 روزی یک مرد معمایی ( پازل ) را در قفس واشو گذاشت . واشو مجبور بود معما (پازل ) را از یکدیگر جدا کند . هر دفعه که آن را درست انجام می داد ، مرد یک تکه موز به او می داد . آن پاداش او بود .

3 Washoe didn’t eat the banana slices. She just put them there.

 واشو تکه های موز را نمی خورد . او فقظ آنها را آنجا می گذاشت . 

4 The man made the puzzle harder. But Washoe soon learned how to

take it apart.

مرد معما را سخت تر کرد . اما واشو به زودی یاد گرفت آن را از هم جدا کند .

5 Then the man ran out of bananas. What now? Would she keep on

doing puzzles without a reward?

 سپس موزهای آن مرد تمام شد . حالا چه ؟ آیا او بدون پاداش به حل معما ادامه می داد ؟

 

6 Washoe looked at him. She waited. The man gave her the next puzzle.

Washoe took it apart. Then she picked up a slice of banana. She

put it outside the cage for the man!

 واشو به او نگاه کرد . او(واشو ) منتظر ماند . مرد معمای بعدی را به او داد . واشو آن را از هم جدا کرد . سپس یک تکه موز را برداشت او آن را از قفس برای مرد بیرون گذاشت .

7 And so it went. The man would give Washoe a puzzle. And she would

give back a banana slice. She kept on until she had returned all the

bananas.

 و این ( موضوع ) همچنان ادامه یافت . مرد معمایی به واشو می داد و او ( واشو ) یک تکه موز پس می داد . او ( واشو ) ادامه داد تا اینکه همه موزها را پس داد . 

8 Washoe learned many new puzzles that day. And the man learned

something too. He learned that some monkeys don’t work puzzles

only to get food. They do puzzles for the fun of it -- just like you and

me

واشو آن روز معماهای جدید زیادی یاد گرفت و آن مرد هم چیزی آموخت . او فهمید بعضی از میمون ها معما را فقط برای بدست آوردن غذا حل نمی کنند . آنها معماها ( پازل ها ) را به خاطر سرگرمی حل می کنند ( انجام میدهند ) . درست مثل من و شما .